نافه‌گشایی ادب: به مناسبت نکوداشت استاد احمد سمیعی

نافه‌گشایی ادب
به مناسبت نکوداشت استاد احمد سمیعی (گیلانی)
 جعفرشجاع کیهانی
پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی
گزارش مراسم نکوداشت
چهارشنبه، چهاردهم اسفندماه ۱۳۸۷، مراسم نکوداشتی به پاس بیش از شصت سال خدمات فرهنگی استاد احمد سمیعی (گیلانی)، به ابتکار گروه گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان برگزار شد. محل همایش تالار حکمت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی بود. این همایش به همّت جمعی از شاگردان استاد، که اکنون خود از استادان دانشکدۀ ادبیات‌اند، تدارک شد. در این مراسم، علاوه بر استادان دانشگاه گیلان، فرهیختگان گیلانی از جمله دکتر فائق، دکتر سیّدحسن تائب، استاد فریدون نوزاد، استاد جعفر خمامی‌زاده و استاد محمّدتقی پوراحمد جکتاجی و شماری از استادان و همکاران استاد سمیعی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی و شورای عالی ویرایش صدا و سیما، از جمله دکتر علی‌محمّد حق‌شناس، دکتر علاءالدّین طباطبایی، سرکار خانم دکتر نگار داوری و آقایان موسی اسوار، حسن میرعابدینی، کامیار عابدی، ابوالفضل خطیبی، محسن ذاکرالحسینی، محمّدرضا علی‌بخشی، بانوان سایه اقتصادی­نیا و زهرا دامیار حضور داشتند که برخی از آنان به ایراد سخنرانی پرداختند. در مراسم افتتاحیه، پس از گزارش دکتر محمّدکاظم یوسف‌پور، مدیر گروه زبان و ادب فارسی و دبیر علمی همایش، و سخنرانی دکتر حاتم‌زاده، رئیس دانشگاه گیلان، پیام‌های دکتر غلامعلی حدّاد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، و دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم، دربارۀ شأن و مقام علمی استاد سمیعی قرائت شد. استاندار فرهیختهٔ گیلان، جناب آقای مهندس قهرمانی نیز در تجلیل از مقام علمی استاد سمیعی سخن راندند. سپس از استاد دعوت شد تا برای حاضران سخن بگویند. ایشان با خواندن این ابیات از مولانا:
هــرچــه از یــارت جــدا انــدازد آن

مشنــو آن را کـــآن زیــان دارد زیـــان

شــاد از وی شو مشـو از غیر وی

او بهــار اســت و دگـــرهـــا مــــاه دی

هرچه غیر اوست استدراج تست

گرچه تخت و مُلک تست و تاج تست

گــام در صحـــرای دل بــاید نهــاد

زآنــکـه در صحــرایِ گــل نبْوَد گشـــاد

ایمــن‌آباد است وی ای دوستــان

چشــمـه­ها و گلْسِــتان در گلْسِــتان

شهرت را آزمایش و مکر الهی خواند و با اشاره به اینکه آدمی هرچه قوه و استعداد و انگیزه دارد از موهبت پروردگار دارد، خاطرنشان کرد که نباید فریفتهٔ دستاوردهای خود و شهرت شد. استاد همچنین از اعتبار بخشیدن به جوانان و ارج نهادن به توانایی آنان در ادارهٔ امور سخن گفت. ایشان، در پایان، از زحمات برگزارکنندگان همایش و توجه استاندار و سایر دولتمردان به مقام علم و دانش سپاسگزاری کرد. پایان مراسم افتتاحیه، اهدای جوایز ازسوی نهادها و سازمانهای فرهنگی به استاد بود. در نشست‌های بعدی سخنرانی‌ها در سه سالن تا ساعت ۶ بعدازظهر ادامه یافت. موضوع عمدهٔ این سخنرانی‌ها، علاوه بر شرح مقام علمی استاد، مسائل ادبی و زبانی بود.
 
٭٭٭
 
سال‌های پایانی دبیرستان بود؛ آشوب جنگ و هزاران دلهره، پرواز خیال‌های ناپختهٔ روزگار نوجوانی و آرزو‌هایی که ذهن را به ‌خود مشغول می‌داشت. هر از گاهی، برای گریز از درس‌های اجباری، کتابی از کتابخانه برمی‌داشتم و خود را مشغول می‌کردم. خلوت روزهای پایان اسفند در آستانهٔ سال نو بود. دلم از ملال امتحانات، خواندن کتاب درسی را برنمی‌تافت. در کتابخانه پناه گرفتم. کتابی برداشتم و آن را بی‌آنکه به عنوانش بنگرم، از جایی گشودم و شروع به خواندن کردم. خواندن سطرها مانند موج آرامی بود که مرا در میان می‌گرفت؛ نرم و ملایم در تموّج جملات غرق بودم. هنوز برخی عبارات در ذهنم می‌درخشد: «با یاد گرفتن پیر می شوم»۱، «مرا خوش‌تر است که از آنان بگریزم تا نفرت به دل گیرم»۲. کتاب را بستم و عنوان آن را خواندم: خیال‌پروری‌ها اثر ژان ژاک روسو، ترجمهٔ احمد سمیعی… زمان گذشت. دستِ روزگار دستم را گرفت و به دانشگاه گیلان برد. نخستین روز درس آیین نگارش بود. روزی از روزهای باران‌ریز بهمن، نام استاد آشنا بود. همان نامی که ترجمه‌اش مرا به خیال‌پروری دنیای نویسنده برده‌بود. اینک می‌توانستم صاحب آن نثر خوب و زلال را ببینم و کلامش و درسش را بشنوم. سال ۱۳۶۶ بود و امروز بیست‌ویک سال از آن دیدار می‌گذرد و همچنان مشتاق خواندن آثار و دیدار چهرۀ آرام استادم… اما، در پس این آرامش، زندگی برای او آرام نبود. مدتی کوتاه پس از تولدش (یازدهم بهمن در تهران)، کودتای سوم حوت ۱۲۹۹ رخ داد و آفتاب سلسلهٔ قاجار به زردی گرایید و رضاخان رشتهٔ امور مملکت را به ‌دست گرفت و به سمت اقتدار تام و سلطنت پیش رفت. خانوادهٔ استاد که «پیش از اشغال گیلان به دست بولشویک‌ها به تهران مهاجرت کرده‌بودند، پس از بازگشت اشغال‌گران، درحالی‌که احمد چندماهه بود، به رشت بازگشتند»۳. شجرهٔ خانوادهٔ پدری استاد به حاج سمیع، فرزند محمّدحسین، بازرگان معتبر تبریز، می‌رسید. «او در عهد سلطنت نادرشاه ازطرف پدر مأمور تمشیت امور بازرگانی گیلان شد و به شهر رشت که مرکز ایالت بود، عزیمت کرد و مقیم شد و در کار تجارت پایه و مایهٔ عظیم یافت»۴. اما پس از مدتی به فرمان عادل‌شاه، برادر نادرشاه، میل بر چشمش کشیدند و مغضوب شد. گذر زمان شاه را با او بر سر مهر آورد که او را با اکرام و احترام به رشت برگرداند. فرزندان و نوادگان حاج سمیع در رشت اعتباری بسیار یافتند و در دستگاه‌های دولتی و فرهنگی به مقامات بلند رسیدند. از جملهٔ آن‌ها حسین سمیعی، ادیب‌السلطنهٔ گیلانی (متوفای ۱۳۳۲ش) است که مدتی نمایندهٔ مردم رشت و نیز رئیس فرهنگستان ایران بود. استاد ازسوی مادر به حاج ملامحمّد خمامی، از معتبران علمای گیلان، منسوب است. حاج خمامی روحانیِ صاحب اقتدار گیلان و طرف‌دار مشروطهٔ مشروعه بود که پس از استیلای مجاهدان و پیروزی مشروطه‌‌طلبان، با مشروطه‌خواهان کنار آمد و طی فرمانی «اهتمام در امر مشروطه را واجب و اخلال در امر مشروطه را گناه دانسته و به اعزام برگزیدگان ملّت جهت تشکیل مجلس شورا حکم داد»۵.
    روزگار کودکی و نوجوانی استاد در فضای پرطراوت رشت سپری شد و در امتحانات همیشه درجه‌ای ممتاز به‌دست می‌آورد. «در خرداد ۱۳۱۸ در امتحانات نهایی دبیرستان رشتهٔ علمی در استان گیلان شاگرد اوّل شد و به اخذ مدال علمی درجهٔ ۲ نایل گشت»۶. سپس برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در مهر همان سال «در امتحان ورودی دانشکدهٔ فنّی دانشگاه تهران با احراز رتبهٔ اوّل پذیرفته شد»۷. امّا روح جست‌وجوگر و ذوق او تشنهٔ دانسته‌های دیگری بود. شعر و نثر سعدی و غزلیّات حافظ و ظرایف و لطایف ادبی بهتر می توانست او را سیراب کند؛ ازاین‌رو، نامه­ای به دکتر صدیق اعلم، رئیس وقت دانش‌سرای عالی و دانشکده­های علوم و ادبیات، نوشت و تقاضای ورود در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی کرد. تقاضای او پذیرفته و راهی دیگر در مسیر زندگی استاد گشوده شد. در این مقطع تحصیلی از محضر استادان بزرگ روزگارش از جمله ملک‌الشعرای بهار، بدیع‌الزمان فروزانفر، کاظم عصار، فاضل تونی، احمد بهمنیار، دکتر یحیی مهدوی، دکتر علی‌اکبر سیاسی، دکتر هوشیار، دکتر جلالی، بــِرتَران و مادام رهاوی (استادان فرانسوی) کسب فیض کرد. سال ۱۳۲۱ دورۀ لیسانس را به پایان رساند و به تشویق استاد فروزانفر وارد دورۀ دکتری شد. سال‌های تحصیل این دوره مصادف بود با فعالیت‌های سیاسی سمیعی. حوادث و شرایط سیاسی و روح آزادی­خواهی دو عامل مهم برای روشن‌فکران هر جامعه‌ای است که سبب می‌شود آنان نسبت به جامعهٔ خود بی‌اعتنا نباشند. آرامش درس و دانشگاه به زندگی پرغوغای سیاسی مبتدی گشت و سمیعی را به انزوای حبس و ترک دیار مجبور کرد. این سال‌های انزوا و دوری، سال‌های سازندگی بود که روح سمیعی را صیقل می‌داد و او را در زندگی سیاسی پخته­تر می­کرد. محیط زندان و دوری از هیاهوهای بیرون، در مراحلی، فرصتی بود تا او به کار ترجمه بپردازد. دو کتاب خیالپروری‌ها از روسو و سالامبو از فلوبِر حاصل ایام زندان اوست که می‌توانست سرد و بی‌حاصل سپری شود، اما او شعله‌ای برافروخت تا گرمی تفکر جانشین سردی زندان جسم باشد. سمیعی در عین رنج بردن از وقایع سیاسی و حکومتی روزگارش، آن‌چنان دل‌بستهٔ جامعه‌اش بود که زندان را «برای بریدن رشتهٔ پیوندش با جامعه بسنده» نمی­دانست. این تعبیر با اندکی تسامح، همان سخنی است که ژان گرینه دربارۀ روسو گفته‌است: «روسو، در عین رنج بردن از جامعه، چنان به آن دل‌بسته است که پی بردن به فریب‌های کسان و حتی آزار آنان برای بریدن رشتهٔ پیوندش با جامعه بسنده نیست»۸.
    باری، سال‌های تبعید و زندان موجب شد که استاد دورۀ دکتری را به اتمام نرساند. سمیعی برای گذران زندگی در راه آهن دولتی ایران به کار پرداخت. در آنجا نیز دوامی نیاورد و به حکم ساواک منتظر خدمت شد. در سال‌های انتظار خدمت، به مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین دعوت شد. این مؤسّسه، پس از بنگاه ترجمه و نشر کتاب، دومین جایی بود که کتاب‌ها را پیش از چاپ، بررسی و اصلاح (Edit) می‌کرد که بعدها به پیشنهاد دکتر مقدّم کلمهٔ «ویراستاری» جایگزین آن شد و خوش نشست. سمیعی به صرافت طبع و تتبّعی که در متون ادب فارسی داشت ویراستار مؤسسه شد و کتاب های بسیاری به ویرایش او منقّح و پاکیزه، به دست خوانندگان رسید. سمیعی در سال ۱۳۵۶ به تشویق دوست و همکار زبان‌شناس خود، دکتر هرمز میلانیان، در کنکور فوق‌لیسانس زبان‌شناسی شرکت کرد و شاگرد اوّل شد و به اخذ مدرک فوق‌لیسانس زبان‌شناسی نائل آمد.
    تدریس در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت معلم، دانشکدۀ ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه گیلان و همکاری با سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی از جمله سازمان لغت­نامهٔ دهخدا، مرکز نشر دانشگاهی، دانشنامهٔ جهان اسلام، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسامی ایران و انتشارات سروش، کارنامهٔ پربار خدمات فرهنگی استاد سمیعی است.
    پشتوانهٔ سال‌ها کار و تحقیق، جست‌وجو در متون ادب فارسی، مطالعات زبان‌شناختی، ترجمه و تدریس، جایگاهی ستودنی برای استاد فراهم آورد. عضویت پیوستهٔ سمیعی در فرهنگستان و احراز کرسی آکادمیک زبان و ادب فارسی سرمایهٔ ارزشمندی برای فرهنگ کشور است. کارها و تحقیقات استاد احمد سمیعی (گیلانی) با نثری فاخر و استوار، جانی تازه و اعتباری شایسته به زبان و ادب فارسی بخشیده‌است. عمر استاد به سلامت مستدام باد.
 
کارهای علمی و فرهنگی استاد:
الف) ترجمه
    دلدار و دلباخته (ژرژ ساند)، سالامبو (گوستاو فلوبر)، خیال‌پروری‌ها (ژان ژاک روسو)، برادرزادۀ رامو (دیدرو)، هنرپیشه کیست؟ (دیدرو)، چیزها (ژرژ پرک)، گزیدۀ تتبعات (مونتنی)، مسیح (یاسپرس)، کنفوسیوس (یاسپرس)، چومسکی (جان لاپنز)، ساخت‌های نحوی (چومسکی)، دیدرو (پیتر فرانس)، داتا گنج‌بخش (پروفسور شیخ عبدالرشید)، هزیمت یا شکست رسوای امریکا (ویلیام لوئیس و مایکل لدوین)، جهان‌بینی‌های پیش از انقلاب (پدرسن)، و حدود صد مقاله در فرهنگ آثار شش‌جلدی.
 
ب) تألیف
    ادبیات ساسانی، شیوه‌نامهٔ دانشنامهٔ جهان اسلام، آیین نگارش، نگارش و ویرایش، و بیش از صد مقاله در مجلات گوناگون، یادنامه‌ها، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، و فرهنگ آثار ایرانی ـ اسلامی.
 
ج) دیگر فعالیت‌های علمی و فرهنگی
    ــ دبیری مجموعهٔ سخن فارسی که ۱۱ عنوان آن کتاب درسی دانشگاهی شد؛
    ــ ویراستاری مجلهٔ نشر دانش و مقالات دانشنامهٔ جهان اسلام، و سردبیری نامهٔ فرهنگستان؛
    ــ ویراستاری حدود یکصد کتاب؛
    ــ شرکت و ارائهٔ مقاله‌های بسیار در همایش‌های علمی داخلی و خارجی؛
    ــ و…
 
د) جوایز و تقدیرنامه‌ها
    ــ دریافت لوح‌های تقدیر از فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، انتشارات سروش، صدا و سیما، پژوهشگاه علوم انسانی، انجمن فیزیک اصفهان و ریاست جمهور؛
    ــ منتخب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دورۀ دوم؛
    ــ منتخب به‌عنوان چهرۀ ماندگار در اولین دوره.
 
ه‍) مشاغل کنونی
    ــ عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛
    ــ سردبیر نامهٔ فرهنگستان؛
    ــ مدیر گروه ادب معاصر در فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛
    ــ عضور شورای عالی ویرایش صدا وسیما؛
    ــ مشاور علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛
    ــ سرپرست و عضو هیئت علمی فرهنگ آثار ایرانی ـ اسلامی؛
    ــ عضو هیئت تحریریهٔ مجلهٔ ادب‌پژوهی دانشگاه گیلان؛
    ــ عضو مرکز بین‌المللی مترجمان ادبی (فرانسه).


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ خیال‌پروری‌ها، ژان ژاک روسو، ترجمهٔ احمد سمیعی (گیلانی)، ویرایش دوم، سروش، تهران ۱۳۷۵: ص ۵۹؛
۲٫ همان جا: ص ۱۱۴٫
۳٫ چکیدۀ مقالات همایش علمی نکوداشت استاد احمد سمیعی (گیلانی)، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت ۱۳۸۷: ص ۲٫
۴٫ نام‌ها و نامداران گیلان، جهانگیر سرتیپ‌پور، انتشارات گیلکان، رشت ۱۳۷۰، ذیل «سمیع».
۵٫ همان جا، ذیل «خمامی».
۶٫ چکیدۀ مقالات…، همان ‌جا.
۷٫ همان جا.
۸٫ خیال‌پروری‌ها، ص ۱۳٫