برگزاری همایش از بلخ تا قونیه

همایش از بلخ تا قونیه برگزار شد
 
همایش بین‌المللی «از بلخ تا قونیه» در روزهای شنبه، بیست‌وششم، و یکشنبه، بیست‌وهفتم آذرماه، با سخنرانی بسیاری از مولاناشناسان و استادان زبان و ادبیات فارسی از کشورهای مختلف خارجی در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.
    در مراسم افتتاحیهٔ این مراسم کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی به مهمانان خوشامد گفت و پس از او دکتر غلامعلی حدّاد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به ایراد سخن پرداخت و گفت: از مسئولان مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی که به برگزاری بزرگداشت مولانا اهتمام ورزیده‌اند کمال تشکر را داریم.
    وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: بنده مناسب دیدم در عرایض خود و در روز افتتاحیه، به نی‌نامهٔ مولانا بپردازم؛ چرا که مثنوی، میوهٔ عمر مولاناست. آن شوریدگی و شیفتگی که پس از با ملاقات شمس در مولانا آغاز شد ارتباط او را با زندگی عادی گسیخت و او را مجذوب کرد و در حال استقراء قرار داد. سالیان دراز مولانا در این آشفتگی شیرین سر می‌کرد و دیوان شمس بیشتر معرف این دوران است.
    دکتر حدّاد عادل همچنین در ادامه گفت: می‌دانیم که مولانا خود احساس کرده‌بود که باید به سرودن کتاب جامعی مانند مثنوی همت گمارد. ما می‌توانیم بگوییم «نی‌نامهٔ» مولانا که مثنوی را با آن آغاز می‌کند درحقیقت فهرست مثنوی و فشردهٔ مثنوی است و بیان مقصود مولانا از کل کتاب بوده و مانند سورهٔ فاتحه‌الکتاب در آغاز قرآن است.
    وی اضافه کرد: جایگاه سوره‌های کوتاه قرآن در پایان قرآن کریم است، اما سورهٔ ‌فاتحه‌الکتاب که یک سورهٔ کوتاه است در آغاز قرآن کریم جا گرفته. این سوره روح تعالی قرآن را از توحید، نبوت و امامت در خود دارد. «نی‌نامهٔ» مولانا نیز همین گونه است.
    دکتر حدّاد عادل ادامه داد: نی‌نامه دارای دو بخش است که یک بخش آن را مولانا در ۱۸ بیت سروده‌است و ۱۶ بیت دیگر بر آن افزوده که جمعا ۳۴ بیت با مضمون واحد است و بعد از آن مولانا مثنوی را با سبک خود آغاز می‌کند.
    وی افزود: نکتهٔ مهم این است که مولانا کتاب خود را با سبک بدیعی آغاز می‌کند و از آن روش معمول سایر مؤلفان که با تمهیدیه‌ای شناخته‌شده آغاز می‌کردند عدول می‌کند، اما مقصود او‌‌ همان چیزی است که در تمهیدیه می‌گفتند. او بیان هنری را به استخدام درمی‌آورد و «نی» را به‌عنوان تمثیلی از خود معرفی می‌کند.
    دکتر حدّاد عادل بیان کرد: مولانا به حسام‌الدین و همهٔ مریدان و همهٔ نسل‌ها می‌خواسته بگوید که من مانند نی ناله کرده، به نوعی راز‌گویی می‌کنم و عشق را بیان خواهم کرد. یعنی او به‌جای آنکه به حسام‌الدین بگوید که بشنو که من چه می‌گویم، می‌گوید بشنو که این نی چه می‌گوید.
    وی افزود: مولانا در این اثر به درد‌ها و گرفتاری‌های روحی و معنوی بشر اشاره می‌کند و می‌خواهد انسان‌های اسیر سیم و زر را به آزادی دعوت کند و به نوعی می‌خواهد آن‌ها را به گسیختن بندهای اسارت دعوت کند. مولانا در کنار درد‌ها و رنج‌های انسان، درمان را بیان می‌کند که درمان آن به‌جز عشق نیست. همهٔ ما و همهٔ مردم جهان به شنیدن پیام مولانا محتاج‌اند. او ما را از حرص و از عیب‌های اخلاقی دیگر مانند حسد، برتری‌طلبی، دروغ و ریا برحذر می‌دارد و مخصوصاً ما را از حرص‌ورزی دور می‌کند.
    دکتر حدّاد عادل بیان کرد: مولانا انسان را می‌بیند که در آتش حرص نابود می‌شود و او در آغاز مثنوی از میان همهٔ عیب‌ها بر روی حرص انگشت می‌گذارد که باید به آن اهتمام بسیار داشت. حرص در هر عرصه‌ای قدم می‌نهد، یعنی در عالم سیاست، اقتصاد، دادوستد، کارخانه، علم دین و در همه جا می‌تواند عین موریانه و خوره وارد شود و همه چیز را نابود کند.
    پس از صحبت‌های رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، جلسهٔ نخست همایش به ریاست دکتر اصغر دادبه تشکیل شد. در این جلسه سید حسین نصر از دانشگاه جرج واشنگتن، در موضوع «مولوی‌شناسی از برون و درون» به‌صورت دورسخنی (ویدئوکنفرانس) سخنرانی کرد. بعد از او دکتر محمدعلی موحد، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در موضوع «ای که درون جان من تلقین شعر می‌کنی» به سخنرانی پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود گفت: شواهد متعددی در دیوان کبیر تأثیر نفس شمس را در ظهور و بروز شاعرانگی مولانا ثابت می‌کند. درواقع شمس، مولانا را به سرودن شعر وامی‌داشته و این بیهوده نیست که مولانا آن غزل‌های ناب را به شمس نسبت می‌دهد و عطرآگین‌ترین گل‌های نیاز را نثار شمس می‌کند.
    دکتر موحد همچنین ساحت شعر مولانا را از ساحت عرفان جدا دانست و افزود: کلام موزون و متضاد بر دو قسم است: کلام محتوادار و کلام فارغ از محتوا، و درواقع، کلام محتوادار نیز از قالب جداست و می‌توان گفت کلام مولانا از این نوع است. درواقع، در این‌گونه شعرهاست که عرفان مولانا می‌جوشد و شمس از مولانا شعرهای تازه می‌خواهد و مولانا نیز گفتن شعر تازه را در گرو عنایات او به خود می‌داند.
    وی همچنین با بیان اینکه شمس تبریزی در سال ۶۴۲ به سراغ مولانا آمد و هم‌نشینی او با مولانا، تحولی شگرف در زندگی مولانا پدید آورد، گفت: ظاهراً مولانا پیش از آشنایی با شمس، چیزی ننوشته‌بود، یا اگر نوشته‌بود، چیزی از آن به دست ما نرسیده‌است. شعر مولانا بازتاب همان تحول روحی است که با رسیدن به شمس در او پیدا شد. مولانا درواقع حکایتگر تجربه‌ها و دستاوردهای معنوی است که در عین سرودن شعر و همراه آن رخ می‌دهد. شاعرانگی مولانا و مغازلات او با واژه‌ها، تصاویر خیال و نقش‌بندی‌ها، درواقع نمایش روایی آن تجربه‌ است.
    دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، استاد دانشگاه تهران، نیز در سخنرانی خود در موضوع «غزل‌سرایی مولانا و سورئالیسم اروپایی» اظهار کرد: عمر مولانا نزدیک به یورش مغول‌ها به ایران بوده‌است و این وضع در بی‌قراری روح او تأثیر می‌گذارد و به‌صورت تب‌وتاب صوفیانه نمود پیدا می‌کرده‌است.
    او با بیان اینکه سوررئالیسم اروپایی نیز به نوعی دیگر تحت تأثیر زمان قرار گرفت، ادامه داد: برخورد تجدد و سنّت در اوایل قرن بیستم سیطرهٔ ماشین در زندگی اندیشه‌ها را به نوآوری فرامی‌خواند و این تلاطم فکری سرانجام به جنگ جهانی اول منجر شد؛ بنابراین نهضت ضد سنّت پدید آمد و در نقاشی، مجسمه‌سازی‌، موسیقی، رقص و از جمله شعر تأثیر گذاشت و وجدان ناآگاه در کنار وجدان آگاه به کار گرفته شد.
    وی سپس دربارهٔ شاعرانگی و ویژگی خاص مولانا که تحت تأثیر حملهٔ مغول‌ها به ایران و دور بودن او از زادگاهش، بلخ، صورت گرفته صحبت کرد و ادامه داد: غزل‌های شیدایی مولانا متفاوت با مکتب غزل‌سرایی در ایران است و این برگرفته از روح هیجانی در اوست. غزلی که در آن روح اندیشیده وجود داشته‌باشد، آن‌طور که در شعر سعدی و به‌ویژه حافظ‌، سنایی و عطار به کار می‌رفته‌است، در شعر مولانا دیده نمی‌شود و این غزل‌ها در حال هیجان و حرکت گفته شده‌است.
    وی در ادامه توضیح داد: اشعار مولانا در حال سماع، حرکت، ‌موسیقی و رقص گفته شده‌است؛ همان طور که حرکت در تمامی کائنات وجود دارد. این طرز پدید آمدن و تأثیرگذاری توسط مولانا برای اولین بار در غزل فارسی همانند پروانه‌هایی که گرد یک شمع می‌شوند، به وجود آمد.
    او در ادامه با بیان اینکه در غزلیات مولانا جسم و جان با هم یکی می‌شوند و تفاوت جسم و جان وجود ندارد، گفت:‌ کلمات از زبان مولانا اتفاقی و جوشان بیرون می‌آیند و در کنار هم قرار می‌گیرند. درواقع این چیزی است که مولانا را به تب‌وتاب و سماع صوفیانه نزدیک می‌کرد.
    جلسهٔ دوم همایش «از بلخ تا قونیه» به ریاست دکتر نصرالله پورجوادی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد. در این جلسه دکتر فتح‌الله مجتبائی، دیگر عضو پیوستهٔ فرهنگستان، دربارهٔ نقد و تحلیل یک داستان بودایی در مثنوی مولانا به ایراد سخن پرداخت. سخنرانی جاوید مجددی، استاد دانشگاه راتجرز امریکا، در موضوع «نظریاتی دربارهٔ حلقه درس مولانا» و مهدی نوریان، استاد دانشگاه اصفهان، با عنوان «از حکیم غزنوی بشنو تمام، اثرپذیری مولانا از سنایی» از دیگر بخش‌های جلسه دوم بود.
    در جلسهٔ سوم به ریاست محمد مجتهد شبستری، صادق سجادی از مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، در موضوع «تاریخ عصر مولانا»، لئونارد لوئیسن، استاد دانشگاه اکتر انگلستان، در موضوع «هستی‌شناسی وجد و طرب در شعر مولانا»، کریم زمانی در موضوع «عقل و مراتب آن نزد مولانا»، توفیق سبحانی، استاد دانشگاه پیام نور، در موضوع «معرفی دفترهای چهارم و ششم مثنوی به خط سلطان ولد، فرزند مولانا» و صفر عبدالله، استاد دانشگاه روابط بین‌الملل و زبان‌های خارجی قزاقستان، دربارهٔ «مولوی‌شناسی در اتحاد جماهیر شوروی سابق»، به ایراد سخن پرداختند.
    در جلسه آخر روز نخست همایش نیز که به ریاست علی میرانصاری تشکیل شد، دو فیلم دربارهٔ مولانا جلال‌الدین با عنوان‌های «اپرای عروسکی مولوی» به کارگردانی بهروز غریب‌پور و همچنین «پردیس پارسی» به کارگردانی فرشاد فرشته حکمت، با حضور کارگردانان این فیلم‌ها به نمایش درآمد.     در روز دوم همایش و جلسهٔ پنجم که به ریاست دکتر محمدعلی موحد برگزار شد، دکتر اصغر دادبه، استاد دانشگاه و پژوهشگر مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، در موضوع «ایرانیات در غزلیات شمس» به ایراد سخن پرداخت. او گفت: ایرانیات عبارت است از هرآنچه به ایران مربوط است و از فرهنگ و تمدن ایران برآمده‌است. طرح و بررسی ایرانیات در هر دفتر و دیوان، از جمله دیوان غزل‌های مولوی موسوم به غزلیات شمس، همانا نشان‌دهندهٔ ایران‌گرایی مولاناست. ایرانیات، سازندۀ هویت ملی مردم ایران است. هویت ملی به مثلثی می‌ماند که اضلاع آن عبارت‌اند از: ۱٫ زبان و ادب ملی؛ ۲٫ اسطوره و تاریخ ملی؛ و ۳٫ حکمت و فلسفۀ ملی. دین را هم در همین ضلع سوم باید جست‌وجو کرد که دین، عین حکمت است؛ چرا که از جملهٔ معانی حکمت ازلحاظ نظری معرفت به حق است و ازلحاظ عملی انجام دادن احکام و تکالیف شرعی.
    وی در ادامهٔ سخنان خود اضافه کرد: مهم‌ترین و هویت‌سازترینِ اضلاع سه‌گانۀ هویت ملی، ضلع زبان و به تبع آن ادب ملی است و اگر این ضلع معنی نیابد و تحقق پیدا نکند دو ضلع دیگر معنی نخواهند یافت و کارساز نخواهند شد. مولوی، مثنوی معنوی و غزل‌های موسوم به غزلیات شمس را به زبان ملی خود که همانا زبان پارسی است و زبان مادری و فرهنگی او نیز هست، سروده‌است. او این زبان را که خانۀ هویت ملی است شکر می‌داند و سخن گفتن بدان را شکر خوردن.
    دکتر دادبه اظهار داشت: در این گفتار ضمن نمودن اهمیت زبان پارسی از دیدگاه مولوی نشان خواهیم داد که دیوان غزل‌های او موسوم به دیوان شمس آکنده است از اشارات به اساطیر و تاریخ ملی و یکسره بیان حکمت و فلسفهٔ ملی ایران و بدین‌سان جلوه‌گاه مثلث هویت ملی مردم ایران.
    عدنان قره اوغلو اسماعیل، رئیس بنیاد تحقیقات مولانا در آنکارا، نوید بازرگان، استاد دانشگاه آزاد واحد رودهن، و حسن اکبری بیرق، استاد دانشگاه سمنان، دیگر سخنرانان این جلسه بودند که به ترتیب در موضوعات «نگاه مردم آناتولی به مولوی»، «تغییرات در منطق گفتمان مثنوی» و «رویکردهای اگزیستانسیالیستی جلال‌الدین محمد بلخی» صحبت کردند.
    جلسهٔ ششم همایش به ریاست دکتر فتح‌الله مجتبائی تشکیل شد. در این جلسه دکتر نصرالله پورجوادی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان، در موضوع «آسمان‌هاست در ولایت جان»، و محمد مجتهد شبستری، از مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، در موضوع «زبان حکایت در مثنوی معنوی» سخنرانی کردند. همچنین دومینیکو اینجنیتو، استاد دانشگاه آکسفورد، در موضوع «ای شه و سلطان ازل، مفتعلن کشت مرا: مولانا و محدودیت‌های زبانی شعر» سخنرانی کرد. علی محمدی نیز در موضوع «حسام‌الدین از منظر سلطان ولد» به ایراد سخن پرداخت.
    جلسهٔ هفتم بعد از ظهر روز دوم همایش، به ریاست صادق سجادی تشکیل شد. در این جلسه دکتر سیروس شمیسا، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در موضوع «مثنوی قصهٔ مولانا و یاران اوست»، لیلی انور، از مؤسسهٔ ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی پاریس، در موضوع «آیا شعر محل تجلی ذات حق است؟» به‌صورت دورسخنی، حسن لاهوتی، استاد مستقل، در موضوع «مولانا جلال‌الدین محد بلخی در امریکا»، نورعلی نورزاد، رئیس دانشگاه دولتی خجند، در موضوع «عناصر فرهنگ تاجیکی در آثار مولانا»، و حسن جعفری‌تبار، از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، در موضوع «نقش خدمت نزد مولانا» سخنرانی کردند.
    در جلسهٔ هشتم که به ریاست محمدحسن سمسار برگزار شد، فرهود صفرزاده، از دانشگاه علمی‌کاربردی ارومیه، فرشاد فرشته‌حکمت، از دانشگاه تهران، و سعید کرد مافی، از مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، به ترتیب در موضوعات «سروده‌های مولانا و موسیقی ایرانی»، «پیوند سینما با اندیشه‌های مولانا» و «آئین سماع مولویه به‌مثابهٔ منبعی برای شناخت موسیقی قدیم ایران» سخنرانی کردند.
    در ادامهٔ همایش، حسام‌الدین سراج، خوانندهٔ معروف کشورمان، به مثنوی‌خوانی پرداخت که این اجرا به‌همراه تک‌نوازی نی صورت پذیرفت. با برگزاری مراسم اختتامیه، همایش دوروزهٔ  «از بلخ تا قونیه» به کار خود پایان داد.