چهاردهمین نشست ماهانه برگزار شد

 
چهاردهمین نشست ماهانهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد و خانم دکتر فریبا شکوهی، عضو هیئت علمی و پژوهشگر گروه دانشنامهٔ تحقیقات ادبی فرهنگستان، در موضوع «مشکلات تصحیح ترجمۀ تفسیر طبری» به ایراد سخن پرداخت.
    در نشست ماه فرهنگستان که روز دوشنبه، بیست‌وهشتم آذرماه، در کتابخانهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد، ابتدا دکتر محمد دبیرمقدم، معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان، به حاضران در جلسه خیرمقدم گفت و سپس از دکتر علی‌اشرف صادقی، مدیر گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان تقاضا کرد تا در معرفی دکتر فریبا شکوهی و فعالیت‌های او و همچنین معرفی تصحیح ترجمۀ تفسیر طبری توضیحاتی ایراد کند.
    دکتر صادقی در ابتدای صحبت‌های خود به معرفی خانم دکتر شکوهی، سوابق و مدارک وی پرداخت و در ادامه دربارهٔ تصحیح ترجمهٔ تفسیر طبری سخن گفت. به گفتهٔ دکتر صادقی از ترجمۀ تفسیر طبری نسخه‌های زیاد اما ناقصی در گوشه و کنار دنیا و ایران وجود دارد و تنها نسخه‌ای که اکثر متن را شامل می‌شود نسخهٔ کتابخانه گلستان است که شش جلد از هفت جلد را دربرمی‌گیرد.
    دکتر صادقی افزود: مرحوم حبیب یغمایی برای تصحیح ترجمۀ تفسیر طبری از شش جلد نسخهٔ کتابخانهٔ گلستان استفاده کرده و برای تصحیح یک جلد دیگر از سایر نسخه‌ها بهره برده‌است. همین امر باعث شده تا تصحیح او در سال‌های اخیر مورد انتقاد بسیاری قرار بگیرد و منتقدان بگویند تصحیح مرحوم یغمایی، تصحیح به معنای امروزی نیست. بدین معنا که یک نسخه مبنا قرار بگیرد و ضبط‌های درست وارد متن شود و ضبط‌های نادرست به حاشیه برود.
    دکتر صادقی که هم‌اکنون سرپرستی تصحیح ترجمهٔ تفسیر طبری را عهده‌دار است، ابراز کرد: همین امر لزوم یک تصحیح جدید را به وجود آورد. مرکزی در شهر قم با نام مرکز ترجمهٔ قرآن به زبان‌های خارجی، به سرپرستی محمد نقدی، وجود دارد. چند سال پیش در یکی از جلسات مرکز پژوهشی میراث مکتوب پیشنهاد کردم اگر بودجهٔ کار فراهم شود، به کمک متخصصان می‌توان تمام نسخه‌های موجود از ترجمهٔ تفسیر طبری را در سراسر جهان شناسایی کرد تا بتوان یک تصحیح امروزی و اصولی از آن ارائه کرد که این مرکز موافقت کرد و حمایت خود را از ما آغاز کرد.
    بعد از سخنان دکتر صادقی، خانم دکتر فریبا شکوهی سخنان خود را دربارهٔ مشکلات تصحیح ترجمهٔ تفسیر طبری آغاز کرد و گفت: پس از شاهنامهٔ منثور ابومنصوری (تألیف ۳۴۶ق)، که امروزه فقط مقدّمهٔ آن باقی مانده، ترجمهٔ تفسیر طبری را در کنار تاریخ طبری، می‌توان کهن‌ترین متن کامل پارسی به نثر دانست که از دورهٔ سامانی به دست ما رسیده‌است. ترجمهٔ تفسیر طبری به استفتای منصور بن نوح بن نصر سامانی، در میانهٔ سال­های ۳۵۰ تا ۳۶۶ق در ماوراءالنهر، به قلم برخی از علمای آن دیار به فارسی برگردانده شد. به­رغمِ اهمیت این متن کهن در بررسی­های زبانی و مطالعهٔ دستور تاریخی زبان فارسی، چه درزمینهٔ تصحیح انتقادی آن و چه ازنظر پژوهش­های متن‌شناختی، کمتر بدان توجه شده‌است. ترجمهٔ تفسیر طبری مبتنی بر نسخۀ کاخ گلستان (تاریخ کتابت: ۶۰۶ق) و مقابلۀ دلبخواه با چند نسخهٔ دیگر، به کوشش زنده­یاد حبیب یغمایی طیّ سال­های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۴ش، در هفت مجلّد به چاپ رسید. با توجه به اینکه مرحوم یغمایی خود بارها تصریح کرده‌است که فقط نسخهٔ گلستان را به چاپ رسانده‌است، می‌توان گفت که درزمینهٔ نسخه­شناسی و تصحیح انتقادی متن ترجمهٔ تفسیر طبری هنوز در آغاز راهیم.
    دکتر شکوهی ادامه داد: برای رسیدن به متن مصحَّح ترجمهٔ تفسیر طبری، گذشته از شناسایی و گردآوری همهٔ نسخه­ها، و بررسی نسخه­ها و تعیین خانوادهٔ آن‌ها و انتخاب نسخهٔ اساس، و نیز بررسی میزان اختلاف­های میان نسخه­ها، باید به عوامل مهمی چون کهنگی زبان متن، وجود تحریرهای مختلف، مسئلهٔ گونه­های زبانی کاتبان و ناقص بودن نسخه های معتبر نیز توجه کرد.
    وی با بیان اینکه اول بار در سال ۱۲۹۹ علامه قزوینی در مقاله‌ای ترجمهٔ تفسیر طبری را معرفی می‌کند و یک سال بعد از آن لازار دربارهٔ این اثر سخن به میان می‌آورد، تصریح کرد: در تصحیح متن نباید به تاریخ متن یا ناقص بودن آن اهمیت دهیم. مثلاً با توجه به اینکه نسخهٔ کتابخانهٔ پاریس ترجمهٔ تفسیر طبری هفده سال از نسخهٔ کتابخانهٔ گلستان نوتر است، اما ضبط‌های آن دقیق‌تر است. همچنین نسخهٔ کتابخانهٔ پاریس فقط شامل جلد اول می‌شود، اما نسخهٔ کتابخانهٔ گلستان شامل ۶ جلد از ۷ جلد می‌شود.
    وی دو دلیل را دربارهٔ منشأ اختلاف تحریرها ذکر کرد: نخست اینکه اختلاف بین ترجمهٔ مترجمان یا به عبارتی مؤلفان بوده‌است. دوم آنکه کاتبان هنگام کتابت تغییرات زیادی انجام داده‌اند.
    دکتر شکوهی در پایان سخنان خود با طرح پرسش‌های ذیل تلاش کرد به آن‌ها پاسخ دهد:
    ــ آیا می توان در تصحیح ترجمهٔ تفسیر طبری از روش­های مرسوم تصحیح متون بهره برد؟
    ــ در تصحیح ترجمهٔ تفسیر طبری کدام‌یک از عوامل یادشده در بالا تأثیر بیشتری دارند؟
    ــ اختلاف میان نسخه­ها، در حوزهٔ واژگان و ساخت­های نحوی، در دو بخش ترجمه و تفسیر تا چه میزان است و منشأ این اختلاف‌ها چیست؟
    ــ در برخی مواضع کتاب اختلاف‌های میان نسخه‌ها به حدّی است که دشوار بتوان بر پایۀ روش مرسوم تصحیح انتقادی، نسخه‌بدل‌ها را در حاشیه ثبت کرد. بر این اساس این پرسش را می توان طرح کرد که آیا ما با تحریرهای متفاوتی از این اثر روبه‌رو نیستیم؟
    ــ تأثیر گونهٔ زبانی کاتبان در نسخه های متعدّد این متن تا چه میزان است؟
    ــ هیچ‌یک از نسخه‌های شناخته‌شدهٔ این متن کامل نیست و هریک حاوی برخی مجلّدات این متن است. در اینجا پرسش مهم دیگری را می‌توان مطرح کرد و آن این است که برای فراهم آوردن متن مصحَّح، آیا باید نسخهٔ کامل یا کامل­تر این متن را اساس تصحیح انتقادی قرار داد، ولو آنکه تاریخ آن جدیدتر از نسخه­های ناقص باشد، یا اینکه در هریک از مجلّدات، نسخه­ای باید اساس باشد که نسخه‌ای اصیل و معتبر است و یا ازلحاظ تاریخ کتابت نسخه‌ای کهن­تر به شمار می‌آید؟
    در چهاردهمین نشست ماهانهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دکتر غلامعلی حدّاد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دکتر محمد دبیرمقدم، معاون علمی و پژوهشی، دکتر علی‌اشرف صادقی، مدیر گروه فرهنگ‌نویسی، دکتر سلیم نیساری، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دکتر حسن رضائی باغ‌بیدی، مدیر گروه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، آقای ابوالفضل خطیبی، معاون گروه فرهنگ‌نویسی، آقای جعفرشجاع کیهانی، معاون گروه دانشنامهٔ تحقیقات ادبی، آقای موسی اسوار، عضو وابستهٔ فرهنگستان، و پژوهشگران گروه‌های مختلف حضور داشتند.