همایش بین‌المللی غزنه و زبان و ادب فارسی

 
به همت فرهنگستان زبان و ادب فارسی همایش بین‌المللی غزنه و زبان و ادب فارسی، به مناسبت انتخاب شهر غزنه به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ از سوی مؤسسۀ فرهنگی آیسسکو، صبح روز دوشنبه، بیست‌ونهم مهرماه، و با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سفرای برخی کشورهای همسایه مانند ترکیه و روسیه و نیز استادان زبان و ادب فارسی و شماری اعضای پیوسته و پژوهشگران فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در تالار هویزۀ باغ‌موزۀ دفاع مقدس برگزار شد.
    در ابتدای این برنامه و پس از نمایش یک فیلم مستند در معرفی شهر غزنه، دکتر محمد دبیر مقدم، دبیر علمی این همایش و معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گزارشی را از فعالیت‌های صورت‌گرفته برای این همایش ارائه کرد. وی در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: برنامه‌ریزی برای برگزاری این همایش از یک سال و نیم پیش آغاز شد. در ابتدا رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و سپس شورای فرهنگستان و شورای مدیران گروه‌های فرهنگستان، برگزاری همایش را تأیید کردند.
    دبیر علمی همایش بین‌المللی غزنه و زبان و ادب فارسی از پذیرش نوزده مقاله برای ارائه در این گردهمایی خبر داد و افزود: امروز از اثری ۴۵۰ صفحه‌ای به نام کتاب‌شناسی غزنه که توسط یکی از اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی تدوین شده، رونمایی خواهد شد.
    پس از سخنرانی دکتر دبیرمقدم، دکتر علی جنّتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در سخنانی بیان کرد: غزنی نه یک شهر، بلکه یک تاریخ است؛ تاریخ پرتلاطمی که برای دوران به نسبت بزرگی برتری و سروری داشته است و روزی از جملۀ آبادترین و زیباترین شهرها در خراسان بزرگ بوده است و افرادی همچون ابوالمجد سنایی، حکیم فردوسی و غیره در آن حضور داشتند. مشعشع‌ترین ایام غزنی در دوران سامانیان، غزنویان و تیموریان است که افرادی همچون سنایی و بیهقی در آن می‌زیستند.
    دکتر جنتی با بیان اینکه تاریخ غنی و پربار غزنی همواره با نام نخبگان بزرگی که از این شهر برخاسته‌اند عجین شده است، خاطرنشان کرد: این شهر در روزگاری هزار باب مدرسه داشت و افراد بزرگی را در دامان خود پرورش داد و در دوران غزنویان و تیموریان به اوج خود رسید و شاعران و ادیبان زیادی از جاهای مختلف به آنجا آمدند تا اینکه حدود چهارصد شاعر در دربار غزنوی گردهم آمدند. غزنی دارالفنون علم و مأمن ادیبان و شاعران بود و بغداد در برابرش رونق باخت. زبان فارسی حدود هفتصد سال بر تارک اندیشه و فرهنگ شبه‌قارۀ هند درخشید و افرادی همچون اقبال لاهوری، شاعر و اندیشمند افغانی، آن‌چنان شیفتۀ زبان فارسی شدند که از همان ابتدا به سرودن شعر به زبان فارسی پرداختند.
    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه تأثیر فارسی بر زبان اردو و اشتراکات این دو زبان به‌خوبی نشان‌دهنده این موضوع است، گفت: فارسی هرگز اختصاص به یک قوم و کشور نداشته است و همواره نقش مهمی را در عرفان و ادب ایفا کرده است. وقتی از میراث مشترک سخن می‌گوییم منظورمان یک زبان نمادین است تا این دیار به‌خاطر شکوه گذشته مورد توجه قرار گیرد. غزنی ولایتی است که چهارراه ارتباط اقوام و اقلیت‌ها بوده است.
    وی ادامه داد: هنوز بر ویرانه‌های غزنی می‌توان شکوه و عظمت را دید، اما کجایند سرایندگان، حکیمان و عارفانی که غزنی را مأوای خود می‌دانستند. غزنی سال‌ها در بحران جنگ و خشونت بود و از رونق بازماند و مفاخر فرهنگی و تلاش‌های تمدن‌ساز کمتر مورد توجه قرار گرفتند. تلاش و توجه اعضای سازمان ملی فرهنگی کشورهای اسلامی، آیسسکو، که منجر به پذیرش غزنی به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ شد به این شهر رونق دوباره بخشید.
    در ادامۀ این همایش و پس از سخنرانی دکتر جنتی، وزیر و فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای قشقاوی، معاون وزیر امور خارجه به قرائت پیام دکتر ظریف، وزیر امور خارجه، به این همایش پرداخت. متن بیانیۀ مذکور ازاین‌قرار بود:
بسمه‌تعالی
اعلام غزنی به‌عنوان یکی از سه پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ از سوی وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی و نهاد آموزشی، علمی، فرهنگی سازمان همکاری اسلامی، رویدادی مسرت‌بخش و غرور‌آفرین است.
    همت ستودنی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای پاسداشت این رویداد بزرگ و برگزاری این همایش مهم در خور سپاس فراوان است. در سرآغاز مایلم این انتخاب شایسته را به دولت و ملت عزیز افغانستان، به جامعۀ بزرگ فارسی‌زبان و به شما حضار گرامی شادباش گویم و برای شهر تاریخی غزنی و مردم شریف آن فردایی نویدبخش آرزو کنم.
    این واقعیت که غزنی درگذر تاریخ نقشی بارز در گسترش تمدن، علم و فرهنگ داشته بیانگر هویت ارزشمند این دیار است؛ هویتی که باعث شد که فراز و نشیب روزگار، القابی همچون عروس‌البلاد، مدینۀ ثانیه، گنجه و اینک پایتخت فرهنگی جهان اسلام به غزنی پیشکش شود.
    برشمردن افتخارات غزنی گرچه غرور‌آفرین و ستایش برانگیز است، اما بدون اندوه و حسرت و عبرت نیست. اندوه شکوهی ازدست‌رفته، حسرت رفعتی به‌زیرکشیده و عبرت دلسوزان به‌انتظارنشسته. سرزمینی که روزگاری کانون علم و فرهنگ و تجارت، سیاست و قدرت بوده و دیاری که یاد مفاخر ماندگاری همچون فردوسی، سنایی و بیهقی را پاس داشته، اینک دورانی دیگرگون را سپری می‌کند. طی قرن‌ها، عواملی مانند اختلافات و درگیری‌های داخلی، غفلت از آموزه‌های تمدنی و دینی و تهاجمات و مداخلات خارجی، این پیکر تنومند را رنجور کرد و سرانجام به عصر طلایی آن پایان داد. اکنون بر دوستداران دل‌نگران غزنی است که با هم‌اندیشی، همدلی و همکاری امید به تابش پرتویی از فروغ دیرین را در دل‌ها زنده کنند.
    بازشناساندن جایگاه بلند غزنی به همگان یک رسالت مشترک است و عزم جمعی می‌طلبد. به باور این‌جانب، اهتمام جامعۀ بزرگ یاران غزنی شامل فرهنگ‌دوستان فارسی و خارجی، می‌تواند راه رسیدن به این مقصود را هموار نماید. اطمینان دارم توفیق ما در به بار نشاندن این خیزش همگانی نتایج مبارکی از جمله اعتلای آرمان هم‌بستگی و هم‌زیستی، تعمیق پیوندهای فرهنگی در قلمرو خراسان بزرگ و تنگ کردن فضا برای تندروی‌ها و تعصب‌ورزی‌ها را در پی خواهد داشت.
    خوشبختانه دولت محترم افغانستان که از تجارب بسیار باارزشی در تعامل با سازمان‌های بین‌المللی، به‌ویژه یونسکو، برخوردار بوده و در معرفی و ثبت تعدادی از آثار تاریخی مشهور آن کشور به‌عنوان میراث جهانی موفق عمل کرده و در گزینش غزنی به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نیز نقش اصلی را ایفا نموده، به‌شایستگی می‌تواند پیشرو این نهضت فرهنگی خجسته باشد.
    به اعتقاد این‌جانب، برگزاری این همایش بین‌المللی ضمن ایجاد بستر ارتقاء، همکاری مراکز فرهنگی و علمی دو کشور، امکان انجام اقدامات فرهنگی، اقتصادی و زیربنایی توسط نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای را در این شهر که متأسفانه ظرف سال‌های اخیر صدمات فراوانی به بناهای تاریخی و فرهنگی آن وارد شده، فراهم خواهد ساخت. وزارت امور خارجه آمادگی دارد تا با در اختیار قرار دادن تجارب و مساعدت‌های خود در این زمینه، همسو با سایر بخش‌های دولت جمهوری اسلامی ایران، در پیشبرد این حرکت تمدنی خطیر مشارکت داشته باشد.
    امید است با همت مردم شریف افغانستان و خروج نیروهای نظامی خارجی، بلای جنگ، ویرانی و ناامنی برای همیشه از آن کشور رخت بربندد و بار دیگر درخشش غزنه، این گوهر تمدنی ارزنده و این نماد فرهنگی سرافراز را نظاره‌گر باشیم.
    آقای مصدق خلیلی، معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان، دیگر سخنران این همایش بود که ضمن تشکر از دکتر غلامعلی حدّاد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در سخنانی اظهار کرد: سرزمینی که امروز به نام افغانستان می‌شناسیم و پیش از آن به نام خراسان بزرگ می‌شناختیم، در مسیر راه ابریشم پیوند‌دهندۀ راه بازرگانی بوده است و موقعیت مهمی داشته است. از عصر پارینه‌سنگی آریایی‌های باستان جایگاه مهمی در داد و ستد داشته‌اند و بی دلیل نیست ملت‌های بزرگی از این سرزمین برخاستند و حاکمیت خود را گسترش دادند که یکی از آنها غزنویان است.
    وی ادامه داد: بنا بر همین ویژگی در گسترش فرهنگ و ادب فارسی در منطقۀ شبه‌قارۀ هند بود که غزنی عنوان پایتخت فرهنگی را کسب کرد. روزگار غزنویان به کانون عمدۀ علم و فن در جهان اسلام تبدیل شد و چهارصد شاعر و ادیب را دور هم جمع کرد.
    معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: دانش و فرهنگ زیادی از سرزمین غزنی شکل گرفته و این حق غزنی است که به‌عنوان پایتخت فرهنگی نامیده شود. بزرگداشت غزنی تنها به دلیل میراث ادبی گذشتۀ آن نیست، بلکه به سبب تحکیم کشورهای فارسی‌زبان و فارسی‌دان و همچنین ایجاد تحرک ادبی در نسل آینده است.
    وی افزود: اگر نگاه کوتاهی به وضعیت شعر و ادبیات در دوران غزنویان کنیم می‌بینیم بسیاری از قالب‌های ادب فارسی در دوران غزنویان تکامل یافته است. شعر در دورۀ غزنوی دارای سبک خراسانی است که در حوزۀ خراسان و ماوراءالنهر شکل گرفته است. در قرن پنجم هم رشد عرفان و تصوف مورد توجه زیادی قرار گرفت و آثار ادبی زیادی خلق شدند. فردوسی، فرخی عنصری، بیهقی و غیره در گسترۀ شعر و ادب فارسی گره خوردند و تا کنون مانندی نداشته‌اند.
    خلیلی با اشاره به اینکه غزنویان نه تنها زبان فارسی دری، بلکه آیین‌ها و فرهنگ خود را به منطقۀ شبه‌قاره بردند، عنوان کرد: غزنی را در عصر غزنوی باید کانون زبان فارسی دانست که سبب گردید در گسترۀ وسیعی این زبان گسترش یابد. سی‌ویکم آبان ماه در غزنی اختتامیۀ فرهنگی غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزار خواهد شد.
    در ادامه این مراسم، نصیر احمد‌ نور، سفیر افغانستان در ایران نیز طی سخنانی اظهار کرد: غزنی عیانش غم‌انگیز است و نهانش دل‌انگیز. تمدن شهرهای اسلامی بسیاری در گوشه و کنار قلمرو فرهنگ و تمدن اسلامی در معرض هجوم ویرانی کسانی است که با مدنیت، فرهنگ و تمدن بیگانه بودند قرار گرفت.
    وی همچنین افزود: آنچه بر سر غزنی آمد به سر بخارا و بلخ هم آمد، ولی آنچه استثناست این است که شهرهای دیگر را بیگانگان ویران کردند و به آتش کشیدند اما غزنی را خودی‌ها به آتش کشیدند و همسایه و همفکر و هم‌کیشش غزنی را به آتش کشید و ویران کرد. استثناء دیگر هم این است که بلخ و بخارا ویران شدند، اما همت برافراشته خرابه‌های گذشته را آباد کرد، اما غزنی بعد از ویرانی همچنان قرن‌هاست که زیر ویرانی‌ها مدفون شده است و آنچه از غزنی می‌دانیم مشت نمونه خروار است.
    سفیر افغانستان در ایران عنوان کرد: وقتی ده‌هزار مدرسه در غزنی وجود داشت چه تعداد شاگرد و اندیشمند را پرورش داد؟ اما این غزنی بعد از دوران شکوه خود تخریب شد و فراموش نمی‌کنیم گرامیداشت از غزنی، گرامیداشت از بخاراست. بزرگداشت از غزنویان و سامانیان است. غزنویان و سامانیان نقش بی‌نظیری در اسلام و به‌خصوص در شبه‌قارۀ هند داشتند و در نشر زبان، فرهنگ و ادب فارسی نقش مهمی را ایفا کردند.
    وی ادامه داد: بخارا نقش پایه‌گذاری را در دورۀ سامانیان داشت و غزنی نقش پیگیری را. آنان که در غزنی قربانی شدند انسان‌های عادی نبودند و از نوع ابوریحان بیرونی، بیهقی و سنایی بودند. عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی و به خصوص گسترش زبان و ادب فارسی در دوران تیموریان به اوج خود رسید تا جایی که زبان فارسی، زبان دیپلماسی آن روز شد. تألیف و ترجمه و تدریس به زبان فارسی بود و زبان فارسی زبان فراقومی و زبان امضای تفاهم و استادی بود.
    نصیر احمد نور خاطرنشان کرد: زمانی که فتوحات اسلامی در غرب و شرق مدینه آغاز گردید در غرب به سوی مصر و آفریقا و در شرق به سوی خراسان بود، اما نتیجۀ متفاوتی داشت. زبان آن‌ها می‌میرد ولی زبان فارسی باقی می‌ماند. سرّ ماندگاری این است که زبان فارسی با قوّت ذاتی خود نگه داشته می‌شود و زر و زور و زیور در کار نبوده است، فارسی زبان همگان بوده است.
    وی همچنین در ادامۀ سخنان خود افزود: وقتی از غزنویان و ماندگاری غزنویان و اشاعۀ فرهنگ و زبان در شبه‌قارۀ هند سخن گفته می‌شود، از میراث چند قرن سخن می‌گوییم که در شبه‌قارۀ هند دیگر پاسداری نشد و گویی تا الان زوال یافته است. من در دهۀ ۶۰ شمسی دو بار به لاهور و دانشگاه پنجاب سفر کردم. در بار اول برخی از کتاب‌ها و منابع فارسی قابل استفاده بودند، ولی پنج سال بعد که رفتم دیگر از بین رفته بودند و امکان بهره‌برداری نداشتند. بعد از آن به انگلیس رفتم و دیدم از این میراث به‌خوبی حفظ و نگهداری می‌شود. گفتم ای‌کاش همۀ اسناد را انگلیسی‌ها برده بودند تا از این میراث به‌خوبی نگهداری کرده و در اختیار همگان قرار می‌دادند. این در حالی است که ما وقتی جوان بودیم به خیابان‌ها می‌ریختیم و شعار مرگ بر استکبار سر می‌دادیم.
    در ادامۀ این مراسم دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به ایراد سخنرانی پرداخت و در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: غزنی با توجه به اعتبار گذشتۀ درخشان خود پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ شناخته شده است. غزنی امروز نمی‌تواند معرف شکوه گذشتۀ این شهر باشد. برای آنکه تصوری، ولو ناقص، از غزنی در اوج شکوفایی این شهر در قرن پنجم و ششم هجری قمری داشته باشیم می‌توانیم به میراث فرهنگی بازمانده از آن دوران رجوع کنیم.
    وی در ادامه افزود: آثار سنایی غزنوی، بخشی از مجموعۀ گران‌سنگ میراث فرهنگی غزنی است. در آینۀ اشعار سنایی، شاعر  حکیم و بلندپایۀ غزنی، می‌توان سیمای این شهر را در گذشتۀ آن تماشا کرد. روش ما در شناخت غزنی تأملی در حقایق و معارف موجود در اشعار سنایی و توجه به زادگاه آن حقایق و معارف، که همانا غزنی است، خواهد بود.
    رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با قرائت اشعاری ادامه داد: اگر دیگران همیشه و همه جا سنایی را سنایی غزنوی نامیده‌اند، این بار غزنی را غزنی سنایی می‌نامیم.
    پس از سخنرانی دکتر غلامعلی حداد عادل، دیگر سخنرانان، بر اساس برنامۀ همایش به ارائۀ مقالات خود پرداختند. مراسم اختتامیۀ همایش بین‌المللی غزنه و زبان و ادب فارسی، روز سه‌شنبه، سی‌ام مهرماه، برگزار شد.